شیرینی موفقیت

هرگاه دیدی کسی به موفقیتی رسیده

 که شما نرسیـده اید، بدانید او کارهایی 

کرده که شما نکرده اید.

 

 

« شیرینی موفقیت »

 

می گویند روزی ملانصرالدین به همسرش گفت: « برایم شیرینی درست کن که تعریف آن را فراوان از ثروتمندان شنیده ام.» همسرش می گوید آرد گندم نداریم.

ملا می گوید: آرد جو استفاده کن.همسرش می گوید: شیر هم نداریم . ملا می گوید شیر نمی خواهد.

همسر ملا دست به کار می شود و با آرد جو و آب به اصطلاح شیرینی می پزد.

ملا بعد از خوردن شیرینی قیافه اش در هم می رود و می گوید: « چه ذائقه ی بدی دارند این ثروتمندها»

 مواد اولیه ی کیک موفقیت عبارت اند از: هدف گزاری، برنامه ریزی، اقدام، صبر، آموختن از اشتباهات و در نهایت پشتکار و پشتکار تا حصول نتیجه.

/ 43 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترمه

سلام و ممنون از اینکه به من سرزدی تو هم وب جالبی داری خوبه که با 17 سال سن رفتی دنبال چیزهایی که خیلی میتونه با احساس آدم بازی کنه و یه جورایی رو آدمها تاثیر بذاره امیدوارم موفق باشی

پرویز

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: دوست عزیزم سلام و ایام به کام .پرویز. با دو مطلب جدید آپ شده :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: -نابینا شدن یعقوب درفراق یوسف -غصه نخور یا کریم :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: یک بار دیگر با حضور گرمتون و نظر ارزشمندتون به کلبه ی ما رونق و صفا بخشید.ممنون از محبت شما :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

زوربا

داستان قشنگیه اما نتیجه اخلاقی ش اونی که گفتی نمی شه ها![تعجب] خیلی داستانو مشمول انحراف کردی!

امیر

سلام اقا داستانتم مثل خودت محشر بود موفق باشی [شوخی]

الناز

سلام خيلي عالي بود[دست] ايمان داشته باش كه كوچكترين محبت ها از ضعيف ترين حافظه ها پاك نمي شود.[گل][خداحافظ]

سحر

گوش كن، دور ترين مرغ جهان مي خواند. شب سليس است، و يكدست، و باز. شمعداني ها و صدادارترين شاخه فصل،ماه را مي شنوند. *** پلكان جلو ساختمان، در فانوس به دست و در اسراف نسيم، *** گوش كن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا. چشم تو زينت تاريكي نيست. پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بيا. و يا تا جايي، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد و زمان روي كلوخي بنشنيد با تو و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند. پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت: مثل همیشه قدوم پرمهرت را در کلبه ام ارج می نهم و تورا به کلبه کوچکم برای جشن کوچکی دعوت می کنم ...قدوم پرمهرت را گرامی میدارم گرامی... روزت قشنگ و دلفریب

javad8051

سلام یلدا مبارک تو این شبا طولانی سری هم به ما بزن خوشحال می شیم

مریم

پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب پرسید: اما من درخت نیستم. تو نمی توانی روی شانه من آشیانه کنی. پرنده گفت: من فرق درخت ها و آدم ها را می شناسم اما گاهی پرنده ها و آدم ها را اشتباه می گیرم. راستی چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟ ( انسان منظور پرنده را نفهمید) آن وقت خدا بر شانه های انسان دست گذاشت وگفت: یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین وآسمان هر دو برای تو بود. اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم، بالهایت را گجا جا گذاشتی؟؟؟!!! از حضورتون ممنون وبلاگ پر باری دارید موفق باشید با مطلب عاشورا یک (ایست بزرگ) به روزم اگر دوست داشتید سری بزنید