40 عذر و بهانه ی مشهور

« ۴٠ عذر و بهانه ی مشهور » ٢

 

 

٢١- اگر از فرصت های گذشته استفاده کرده بودم

٢٢- اگر دیگران اعصابم را خراب نمی کردند

٢٣- اگر مجبور نبودم خانه داری کنم

٢۴- اگر رئیسم مرا تشویق کرده بود

٢۵- اگر می توانستم پولی پس انداز کنم

٢۶- اگر کسی را داشتم که به من کمک کند

٢٧- اگر خوانواده ام مرا درک می کرد

٢٨- اگر در شهر بزرگتری زندگی می کردم

٢٩- اگر آزادی عمل داشتم

٣٠- اگر می توانستم از شر بدهی خلاص شوم

٣١- اگر شکستنخورده بودم

٣٢- اگر با من مخالفت نمی کردند

٣٣- اگر تا این اندازه نگرانی نداشتم

٣۴- اگر می توانستم با شخص مناسبی ازدواج کنم

٣۵- اگر مجبور نبودم این قدر کار کنم

٣۶- اگر پولم را از دست نداده بودم

٣٧- اگر برای خودم کار می کردم

٣٨- اگر گذشته ای ناراحت کننده نداشتم

٣٩- اگر ستاره اقبال بهتری داشتم

۴٠- اگر می توانستم کمک بگیرم

 

/ 34 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
najme

سلام. نظر منو میدونید. مراجعه شود با کامنت مرتبط با قسمت اول این مجموعه. شما هم عجیب به این چیزا مطمئنی که هیچ جوری حرف و نظرتون عوض نمیشه!!

سجاد مرادی

عالي بود اميدوارم در تمام مراحل زندگي موفق باشي از اينكه به وبلاگم آمدي يه دنيا تشكر مي كنم

moein

sallam omid varam hamishe movaffagh bashi sate aliei dari

بغور

سلام حالتون خیلی خوبه و این همیشه از نوشته هاتون پیداست یعنی امیدوارم واقعا مثل متنهای وبتون باشید ممنونم که سر زدید ولی ناراضی که چرا را را را نظری راجع به نوشته ها نمیذارید راجع به پستتون متاسفانه حرفی ندارم چون بیستاش گریبان گیر خودم هست ولی خیلی خوب بود ممنون

هميشه تنهای زمين

- چه بسیارند برادران در کنار کاسه ها، و چه اندک اند به هنگام حوادث روزگار.امام علی(ع[گل]

مهسا

سلام خوبی؟ پاشو بیا وب من کیک تولدم تموم میشه ها!!!!!!!!!

مریم

از کودکي هميشه اين سوال برايم مطرح بود که..... منتظرتون هستم

نفسی

« يك فرشته چه شكليه ؟ » تا به حال فكر كرده ايد كه يك فرشته چه شكلي است ؟ اگر كسي از شما بخواهد آن را نقاشي كنيد چطور مي توانيد ؟ « كوربه » يكي از نقاشان سبك «رئاليسم » در اين مورد مي گويد : « من نمي‌توانم يك فرشته را نقاشي كنم ، چون هرگز يك فرشته نديده ام . » اما من به عنوان يك مربي نقاشي هرگز با گفتة كوربه موافق نبوده ام و به همين خاطر سرِ كلاسهايم بارها از بچه ها خواسته ام كه تصوير يك فرشته زيبا را برايم نقاشي كنند . آن روز نيز از هنرجوها همين را خواستم و بچه ها شروع كردند به نقاشي كردن. «روژين » يكي از آنها بود كه روحيه بسيار لطيف و در عين حال پرجرأتي داشت. او از معدود بچه هايي بود كه شخصيت مستقلي داشت و به ندرت از من راهنمايي مي خواست . آن روز هم قبل از اين كه گفته هاي من تمام شود روژين مداد رنگي هايش را بيرون آورد و كارش را شروع كرد . پس از چند دقيقه بالاي سر هر كدام از بچه ها رفتم و سؤال هايشان را پاسخ گفتم . بيشتر فرشته هاي آن روز، دختران زيبارويي بودند كه با يك جفت بال سفيد در آسمان پرواز مي كردند . اما نقاشي روژين با همه نقاشي ها تفاوت

اشنا

امروز برای اولین بار مهمان وبلاگ قشنگت شدم خیلی خوبه بهت تبریک میگم امیدوارم همیشه از اسمونت طلا بباره

اشنا

ببخشید شکلک یادم رفت[تایید][قلب][چشمک][نیشخند]